نقل از کتاب مروری بر تاریخ سده و همایونشهر، محمدعلی شاهین
در مرور تاریخ منطقه و مستندسازی وقایع، حقایق تلخ و شیرین فرهنگی، اجتماعی، مردم شناسی و.... زیادی بر ملا میشوند به خصوص وقتی که مطالعات مقایسه ای هم درکار باشد، مثلا تاریخ هر تحولی با مشابه آن در شهرهای همسطح و همجوار مقایسه شود. آن وقت است که میتوان درس های زیادی گرفت و علل عقب افتادگی ها و گاه پیشگامی ها را جستجو نمود و نقاط قوت و ضعف را که بسیاری از آنها در رفتارهای خودمان ریشه دارد برای گام های بعدی یافت. البته مطالعه دقیق و همه جانبه این موضوعات همکاری دیگر پژوهشگران در زمینه جامعه شناسی، روانشناسی و مردم شناسی را می طلبد. در خاتمه این مجموعه مطالب که به زودی در کتابی منتشر می شود، تنها به بازخوانی پدیده مقاومت در برابر تغییرات و تعدادی از ابزارهای آن مانند انگزنی و شایعه سازی و مصداقهای آن در گوشه و کنار تاریخ منطقه با توجه به اسناد و گفته های راویان پرداخته میشود. توضیح اینکه انگیزه مقاومتها یکسان نیست و در یک نگاه اجمال ریشه آنها را میتوان شامل ترس از تغیر، بی اطلاعی، موانع فرهنگی، منفعت طلبی و حفظ جایگاه، سیاسیکاری، محلهنگری، نگاه رقابتی، دید محدود و نگاه بسته و آینده نگر نبودن، نگاه تبعیضی مراکز تصمیم گیری فراشهری، ضعف مدیریتی و اجرایی، و نگاه سنتی دانست.
مقاومت در برابر تاسیس مدارس جدید
اولین دبستان به سبک جدید در منطقه ماربین به دست نوادگان مظفرالدین شاه در سال 1300 بنا نهاده شد اما در سده دو سه سال بعد در درمحکمه یکی از روحانیون به نام سید ابوالحسن سیادت ملفب به عمادالشریعه دبستان اسلامی را بنا نهاد و با مخالفتهای عدهای و تبلیغات منفی آنها روبرو شد. آنها با استفاده از ابزار انگ، تحصیل در این مدارس را مغایر دینداری میدانستند. مخالفت ها برای احداث مدارس جدید و فرستادن کودکان به اینگونه مدارس به شکلی بود که حتی عدهای به مدرسه اسلامی حمله و به آن آسیب رساندند. فردی به نام (نامی )که درآنزمان شاهد ماجرا بوده در یادداشت های خود مینویسد:
«اول مدرسه فرنگ سده این جا (درب محکمه)علم شد و اسلامیه نام گرفت و به زعم عوام بابی آمده پس ریختند و در آویختند و گسیختند.»
مکرم شاعر دولتآبادی، منتقد اجتماعی نیز در شعری این رفتار عدهای در مقابل مدرسه جدید را با شعری بیان کرده است:
ای آقای ما سرور ما مدرسه حروم س / ای رهبرما در بر ما مدرسه حروم س
وادار درشا ببندند / بوگو روما نخندند
این مدرسه از علم بود ریشدار و کوسه / هرکس بره توش بابی میشه بی سوسه موسه( بیشک)
با این وجودمدرسه اسلامی باحضور فرزندان افراد با نفوذ، معتمدین و کدخداها و افراد آینده نگر به کار خود ادامه داد. دوره متوسطه با وجودی که در سال 1318 در سده دایر شد اما دوسه سالی بعد به دلیل مشتری نداشتن تعطیل شد و اولین دیپلمهها که باید در سال 1324 فارغ التحصیل میشدند در سال 1338 دیپلم گرفتند. مقاومت در برابر تحصیل در مدارس جدید، چند دهه ادامه داشت و این ایستادگی در خصوص مدارس دخترانه شدیدتر بود. با این وجود افرادی در بین معتمدین محلات و نیز روحانیون به شدت به دنبال توسعه مدارس در سده و آبادیهای اطراف بودند و حتی زمین و ساختمان برای تحقق آن در اختیار فرهنک قرار میدادند. از جمله کسانی که مردم را تشویق به فرستادن فرزندانشان به مدارس جدید میکرد، یک روحانی سدهی به نام اوحدی ملقب به حاج شیخ واعظ بود. وی در اوایل قرن 14 در سخنرانی خود در حسینیه گاردر، مردم را به فرستادن فرزندان به مدرسه تشویق و فضایل تحصیل را برشمرد و با محور قرار دادن حدیث شریف «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه» در فواید تحصیل علم و نیاز کشور به افراد با سواد ساعتها سخنرانی کرد. در بین اشعار مرحوم آیت اله صهری هم چنین مواضعی دیده میشود مثلا وی شعری ولاتی خطاب به بچهها و تشویق آنها به درس خواندن دارد. آن اشعار با ترجمه چنین است:
«وچا نیید بشیم کار و با سواد اسیم
زرنگ و ملا و چی فهم و مرد داد اسیم
وجای ان اخنای دبنک تل گونده
کلونتر و بلهتر بیم و با مراد اسیم
خو درس و مشق اینیکیم صحبا خدمت اوسا
خونیمه و بنویسیم خو اوستاد اسیم
رو روزا بنهکاری کریم و اویاری
ولاتمونا وسازیم و خونهدار اسیم
وراشکافیم تلچی را و اشکم کورا
ز خو ورسیم و دونبل او و باد اسیم
ز مرز و بوم خمون بوم نادونی کو کریم
شال و قوا کته پی پور کیقباد اسیم
خو بیسوادی ابی کار و بار جور نبووه
بشیم کو از هنر و کار پیشداد اسیم
شیمه پا منبر صهری کو قه کرو برامون
لا گونبد مسجد و محراب زاغباد اسیم
ترجمه:
بچه ها نمی آیید برویم مدرسه با سواد شویم
زرنگ و ملا و چیز فهم و مرد عدل بشویم
بجای آن مردهای پست شکم بزرگ
کدخدا و بزرگتر باشیم و با مراد شویم
با درس و مشق بنشینیم صبحها خدمت آموزگار
بخوانیم و بنویسیم و استاد شویم
در باغها درختکاری کنیم و آبیاری
شهرمان را بسازیم و با خانواده شویم
بشکافیم دل چاه و شکم کوه را
از خواب برخیزیم و دنبال آب و باد شویم
از کشور خودمان جغد نادانی بیرون کنیم
شال و کلاه کنیم، دنبال انوشیروان شویم
با بیسوادی دیگر کار و بار درست نمیشود
برویم که از هنر و کار نمونه شویم
میریم پا منبر صهری که حرف بزند برایمان
زیر گنبد مسجد و محراب محله زاغآباد بشویم».
مخالفت با اصلاحات بلدیه
پس از گشایش بلدیه در سده جلسات متعددی برای اقدامات اصلاحی از جمله احداث خیابان تشکیل و مطالعات شروع میشود ولی از همان ابدا مثلا در سال 1313 علم مخالفت با اصلاحات بلدیه سده از سوی چند تن از اهالی.بر افراشته میشود و حتی حکمران اصفهان( استاندار) را برای بررسی اوضاع بلدی به سده میکشاند و خودش موضوع کشیدن خیابان و تسطیح راه سده اصفهان را پیگیری میکند.
بهر حال پس از چند سال تاخیر، در اسفند 1316 فرماندار اصفهان در سده خاظر شده و دستور خرابی مسیر خیابانهای میخکوبی شده و احداث میدان وسیع در وسط آنها را صادر میکند. عدهای همزمان از شهرداری سده در زمینه تخریب خانه و باغ شکایت میکنند.
خیابان کشی در چند مسیر انجام ولی خیابان ورنوسفادران به بن بست میرسد تا ده سال بعد به همت بعضی از اهالی کار ادامه مییابد، گرچه طبق اسناد عدهای با وجود پرداخت غرامت املاک به مخالفت خود از جمله به دلایل حزبی ادامه میدهند.
در مقابل در سال 1329 تعدادی از مالکین سده در جهت اجرای قانون عمران در رابطه با ساختن راهها کمک مالی میکنند. مخالفتها با طرحهای عمرانی در مقاطع دیگر هم ادامه داشته، مثلا در اوایل دهه 1340 با افزایش وسعت میدان مرکزی مخالفت میشود و وقتی شهرداری بهرحال عملیات را انجام میدهد، خبرنگاری که پیش از آن گزارشی از وسعت کم میدان به روزنامه اطلاعات ارسال کرده بود توسط مالکین کتک میخورد.
مقاومت در برابر اقدامات بهداشتی
شستن پوست در نهرهای جاری، کشتن گوسفندان در اماکن عمومی بجای کشتارگاهها، شستن اموات در نهرهای جاری، استفاده از خزینه در حمامها و ممانعت از تزریق واکسن از جمله رفتارهای غیر بهداشتی بوده که بارها برای تغییر آنها بخشنامه صادر شده ولی عدهای در مقابل انجام آنها همچنان مقاومت میکردند.
خزانه ای بودن حمام ها یکی از معضلات بهداشتی منطقه بوده است. در سفر صور حکمران اصفهان در سال 1315 به سده تصمیم به دوشدار شدن سه حمام گرفته میشود اما این اقدام با مخالفت عدهای و طرح اشکالات هرگز تا حدود دو دهه بعد صورت نمیگیرد.
موضوع دیگر تزریق واکسن بوده که عدهای با شایعه سازی مانع آن می شدهاند تا حدی که برخی خانوادهها از معرفی اطفالشان خودداری مینمودند. حتی در اوایل دهه 13440 با شیوع یک بیماری با استقرار چند ژاندارم در برخی اماکن متمردین را به مراکز تلقیح واکسن هدایت میکردند.
از این دست مقاومت ها را میتوان در آمدن برق به سده و مشترک شدن خانه ها و توسعه آن در مناطق و روستاها، و در دیگر پدیدههای نوظهور می توان جستجو کرد که حتی در عصر حاظر نیز کم و بیش چاشنی تحولات است.