در دامنه رشته کوه های شمال خمینی شهر از میدان انوشیروان تا مرز نجف آباد چشمه ها چندی وجود دارد که هم تفرجگاه عده ای بوده و هم توقفگاه چوپانان در فصولی از سال بوده است. برخی از این چشمه سارها عبارتند از: مروارید، قنبر، حسن و حسين، لاوه، لادوزخ، هورموده، خرم دره، بیجار، منظر و لادر.

چشمه های دامنه صلا و سید محمد

بر پایه اظهارات شفاهی چشمه های دامنه صلا و سید محمد مالک شخصی داشته و اسامی آن نام صاحبان آن و یا نام انتخابی توسط آنهاست، مثلا چشمه مروارید را صاحبانش به نام مادرشان نامیده اند. در مورد یکی از چشمه ها عده ای آنرا قنبر که مالک آنست و عده ای به دلیل چشم انداز زیبای چشمه و تاثیر شادی بخش بر انسان آن را غم بر می نامند.

چوجی یک کلمه ولاتی به معنی گنجشک است به دلیل اینکه در حوالی این چشمه گنجشک زیاد دیده می شود نامش بر چشمه گذاشته شده است.

ریشه نام چشمه منظر

از آنجا که این چشمه در دامنه کوه واقع و نسبت به سده چشم انداز داشته به چشمه منظر معروف شده که گاه به غلط منجر نوشته و یا به کار رفته است.

معنای«لا»در اسامی اماکن شهر

«لا» درتعدادی از اسامی امکان خمینی شهر ازجمله لادر،لاوه، لاتاریک، لادوزخ و لادره تکرار شده است. به همین سبب معنی این کلمه به منظور رسیدن به ریشه نام مناطق ذکر شده آورده می شود:

معنی «لا» در فرهنگ لغات

در فرهنگ ها برای «لا» و «لای» معانی متعدد ذکر کرده اند، از جمله در برهان قاطع آمده: «علامت گل تیره و سیاه را نیز گویند که در ته حوض ها بنشیند و تای کاغذ و جامه و ریسمان را هم می گویند، همچون یک لای ریسمان و لای جامه و به معنای دره و کوه هم آمده است.که فاصله دو کوه باشد.».

«لا» در لغت عبارت است از ته نشین رسوبات آب و چون در صحرایی چنین حالتی پیش آید چه از سیل چه از حوادث دیگر به آن «لا» گویند. به معنای دره و فاصله دو کوه هم می باشد.

معنای اصطلاحی

مردم به جایی که آب و مخصوصا سیلاب اندکی ایستاده باشد و رسوباتی از آن باقی مانده باشد «لا» می گویند و وجود رسوبات را نیز «لا» می گویند. این معنا درست همان معنای لایه را می دهد. پس قسمتی از زمین کوچک زراعتی که آب دارد و از رسوبات آب های ایستاده و مرده و باتلاق های کهن پیشین تشکیل یافته «لا».خوانده می شود. این تعبیر می تواند برای محله لادره درست باشد. مهریار، محمد، فرهنگ جامع نام ها و آبادیهای کهن اصفهان، اصفهان، فرهنگ مردم،1383، ص705.

ریشه نام لادر

لادر از دو جزء (لا و در) تشکیل شده است (لا) به معنی دره و (در) به معنی جواهر و مروارید می باشد که روی هم معنی دره چون در را می دهد.

ریشه نام لاوه

لاوه در تفکیک واژه به صورت (لا+ آو + ه) در می آید. واژه «لا» به معنای رسوبات حاصل از آب است که در جایی ته نشین می شود و یا به معنای دره تنگ است . جزء دوم «آو» همان واژه آب است و جزء سوم ه علامت نسبت. پس لاوه، یعنی آبی که در «لا» قرار دارد و یا از دره ای کوچک رو به خارج جریان پیدا می کند. لاوه یعنی «لای آوه» یعنی آب منسوب به «لا».

ریشه نام لادوزخ

لادوزخ مرکب از دو کلمه (لا) و (دوزخ) است. معنی (لا) پیشتر آورده شد و در اینجا معنی دره را می دهد. (دوزخ) در لغت به معنی جهنم است. از آنجا که این منطقه دارای چشمه و آبشار است و جای با طراوتی است نمی توان آنرا جهنم دره معنی کرد و باید مفهوم دیگری داشته باشد. دقت در نام های مناطق همجوار یعنی لادر، لاوه و لا تاریک نشان می دهد نام ها مناسب محل است. مثلا لا تاریک دره باریکی است که دیواره های بلند و نور کم دارد پس تاریک است و نامش مناسب محل است. شاید چون مسیر این مکان نسبت به بقیه سختر و نفس گیر تر است به دوزخ نسبت داده شده است.

ریشه نام بیجار

بیجار نام شهرستان، ده و کوه در نقاط دیگر کشور می باشد که معروفترین آنها شهر بیجار است.

در ریشه نام و معنی بیجار چندین تعبیر آمده که آورده می شود.

1- بیجار مرکب از بی = بدون  و جار=سر و صدا و اعلام می باشد.

2-کلمه ای کاملا ترکی می باشد که از دو عنصر(بای=بَی)، ماخوذ از بیک به معنای ثروتمند، قدرتمند، امیر، بزرگ ،یاری دهنده و سرور و(جار) به عنوان پسوند مکان ساز و جار زدن است و در کل به معنای محل سکونت انسان های قدرتمند و ثروتمند می باشد.

3- بای جار= بیجار، مرکب از دو کلمه(بیج + ار) است که (بیج) به معنای جوانه،کنده درخت، پاجوش درخت و پسوند (ار) به معنای قهرمان و اصیل و قوی است که در این صورت می توان بیجار را به عنوان یک درخت کهن و اصیل و ریشه دار و درخت قهرمان(نماد یک انسان شجاع و قهرمان و ثروتمند) معنا کرد.

با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه به نظر می رسد یکی از تعابیر بندهای 1و3 ویا هر دو در مورد این دره درست باشد چرا که نسبت به دیگر دره های منطقه دورتر و بکر تر بوده وچند درختان کهن هم درآن بوده است.

ریشه نام هورموده

هور، همان اور است چون (الف) در خط پهلوی(ه) تلفظ می شود. در لهجه اردستانی اور به معنی آسیاب می باشد. 

در اردستان ده بسیار کوچکی به همین نام وجود دارد. اورموده مرکب از( او+ر+موده) است. (او) همان آب است که در ترکیب کلمات دیگری مانند اوره و اورگان هم وجود دارد. (ر) وقایه می باشد و (موده) به معنی آماده است. با این ریشه یابی از طریق تقطیع کلمات که استاد مهریار برای کلمات اور، اوره و هورموده انجام داده و نیز آشنای با موقعیت منطقه، اورموده را به معنی آب آماده و یا در دسترس می توان معنی کرد. 

ریشه نام قمیشلو

در فرهنگ فارسی معین قمیش به معنی ادا و اطوار، ناز و کرشمه آمده است.لو پسوند مکان ها می باشد که صفت و یا چیزی را به منطقه نسبت می دهد مانند مقصودلو که منظور محل مقصو و یا متعلق به مقصود است. در مورد قمیشلو می توان هرکدام از معانی قمیش مانند ناز را به محل نسبت داد. در اینصورت معنی آن محل ناز می شود. در برخی مناطق مانند دزفول قمیش به معنای مشابه قنات استفاده می شود.