نقل از راویان ماربین جلد دوم، محمدعلی شاهین
راوی: عباس شریفیان1
ولادت: 5 دیماه 1306
درگذشت: 26 شهریور 1400
نام پدر: میرزامهدی
شغل: قصاب
محل سکونت:خمینی شهر
تاریخ مصاحبه: 11 آذر 1398
مکان مصاحبه:منزل شخصی راوی
محورهای گفتگو: مهاجرت سدهی ها در جستجوی کار به خوزستان
اشاره : دردهه های اولیه قرن 14 تعدادی از اهالی سده در جستجوی کار راهی خوزستان2 می شوند به درستی مخشص نیست که پیشگامان این حرکت چه کسانی بوده اند و از چه زمانی به خوزستان رفته اند ولی احتمالا این اتفاق همزمان با ساخت و تاسیس پالایشگاه آبادان 3 بوده است. باز شدن پای سدهی ها به خوزستان و رفت و آمدهای مرتب آنها به سده بخشی از تاریخ اجتماعی منطقه محسوب می شود. این حرکت فراگیر تاثیرات خود را در فرهنگ و عمران سده داشته و پژوهش خود را می طلبد. گپ و گفت پیشرو با یکی از کسانی که برای کار به خوزستان رفته است برخی از زوایای این واقعه را روشن می سازد.
سدهی ها برای چه به خوزستان می رفتند؟
درسده آن زمان کار کم بود و اگر بود پر درآمد و دایم نبودند ولی در خوزستان کار بود به همین دلیل عده ای مجبور می شدند برای کار راهی آن منطقه شوند.
مثلا خود شما قبل از رفتن به خوزستان چه شغلی داشتید؟
من قبل از سربازی همراه پدرم تک و توکی گوسفند پرورش می دادم و ده بیست تایی که می شدند نصف شب آنها را با پای پیاده از راه جعفرآباد و رهنان به دروازه تهران و طوقچی می بردیم و می فروختیم. قصابی هم می کردیم ولی رونق نداشت. از سربازی که برگشتم و ازدواج کردم باید کار مستقلی پیدا می کردم و یک نفر پیشنهاد رفتن به خوزستان را به من داد.
فرمودید پیش از رفتن به خوزستان گوسفند پرورش می دادید گوسفندان را کجا به چرا می بردید؟
در صحراهای اطراف، چون بین محله ما با ورنوسفادرن صحرا و باغ بود از درمحکمه به ورنوسفادران اول درب باباعبدالله بود و بعد درب باغ علی اکبر و سپس جوی گاردر که کسانی که می خواستند خرید کنند ازآنجا به بازار ورنوسفادران می رفتند. باغ گل زرد و گل مشکی و صحرای دهشنده هم باغات و صحراهای آن بودند. ولی خوزان و فروشان از طریق درمحکمه باهم راه داشتند.
در زمانی که شما عازم خوزستان بودید وضعیت سده چگونه بود برق و آب و جاده بود؟
نه کوچه ها خاکی بود و تازه می خواستند یک موتور برق راه اندازی کنند از بهداشت هم خبری نبود و سده به اصفهان هم راهش از درمحکمه و جعفرآباد بود و درشکه ها رفت و آمد می کردند و جالب اینکه وقتی راه ناهموار میشد با کلنگ آنرا هموار می کردند و چند سال بعد شوسه کردن جاده انجام شد. توده ای ها و دمکرات ها هم در محلات دفتر داشتند.
از چه راهی و با چه وسیله ای به خوزستان رفتید؟
از سده با درشکه به اصفهان رفتیم و از آنجا با اتوبوس های دماغه دار و هندلی به قم و از قم به اراک و از اراک به ملایر و از ملایر به خرم آباد و اندیمشک و از آنجا به اهواز و بعد به آبادان. جاده ها شوسه بود و گاه باید اتوبوس را هل می دادیم و اگرپنچر می شد با تلمبه دستی طایر را باد می کردند
این سفر چند ساعت طول کشید؟
هفت شبانه روز توی راه بودیم تا از سده به آبادان رسیدیم.
کسانی که ازسده به خوزستان می آمدند در چه شهرهای دنبال کار می رفتند و چه شغل هایی داشتند؟
بیشتر در شهر آبادان و اگر کسی شغلی وارد بود همان شغل را مشغول می شد مثلا من قصابی راه انداختم. عده ای هم خوار و بار فروشی و مغازه های دیگر راه انداخته بودند. کسانی هم بودند که سواد داشتند و کار اداری در شرکت نفت داشتند و بقیه هم کارگری می کردند.
کس یا کسانی بودند که در منطقه خوزستان سرشناس شده باشند؟
بله مثلا فرقانی تاجر منطقه و سرشناس بود.
شرایط عمرانی و اجتماعی آبادان در زمانی که وارد منطقه شدید چگونه بود؟
منطقه به دو بخش آبادان و احمدآباد تقسم می شد در واقع احمدآباد حاشیه شهر محسوب و قشرهای ضعیف در آن ساکن بودند. تاسیسات نفت با عنوان شرکت سهامی نفت انگلستان و ایران فعال بود. کوچه ها خاکی ولی برق شرایط مناسبی داشت یخ که در آن منطقه گرمسیری مهم بود کمیاب و سخت به دست می آمد.
سدهی ها مکان های خاصی در آن منطقه داشتند؟
بیشتر آنها در احمدآباد لین یک ساکن بودند و یک مسجد در احمدآباد و یک حسینیه در بازار آبادان داشتند. در ایام محرم عزادران از مسجد به حسینیه و بالعکس دسته راه می انداختند و افرادی چون حاج آقا جمال صهری و حاج شیخ مهدی اشرفی 4 هم ده های را در این مکانه ا سخنرانی می کردند.
افرادی که برای کار به خوزستان می رفتند خانواده را هم همراه می بردند؟
خیلی از افراد بله، اما مدرسه ها که تعطیل می شد معمولا خانم ها همراه بچه ها به سده بر می گشتند.
کدام خانواده های سدهی بیشتر برای کار در آبادان حضور داشتند؟
خیلی ها بودند مثلا دباغی ها و بلال ها از گاردر، کارخیران ها از خوزان و محب ها از فروشان.
مهاجران به آبادان چگونه از احوال خانواده ها و اقوام خود در سده مطلع می شدند؟
از طریق نوشتن نامه و پست کردن به نشانی آنها و یا نشانی افراد سرشناس محل و کسانی که رفت و آمدی داشتند هم اطلاعاتی از محل می آوردند.
تلفنی چطور؟
تلفنی درکارنبود مدتی بعد بعضی از مغازه داران و تجار برای محل کارخود تلفن دایر کردند ولی همگانی نبود.
کسانی که به خوزستان رفته بودند به زادگاه خود باز نمی گشتند؟
بستگی به شرایط فرد داشت اگر کارشان نمی گرفت که خیلی زود برمی گشتند. بعضی ها سرمایه ای تهیه و کار مناسبی در زادگاه پیدا می کردند ولی بیشترین باز گشت با شروع جنگ اتفاق افتاد.5
.......................................
1- پدر شهیدان حبیبالله، رسول و مجید شریفیان
2- به جز خوزستان سدهی ها برای کسب و کار و همچنین تجارت و تحصیل در مقاطع مختلف تاریخی به مناطق دیگر کشور و دنیا سفر می کرده اند. کویت، امارات، عراق، عثمانی و ترکیه و هند و حتی آمریکا از جمله این مناطق است. بعضی از این مهاجران تاریخ ساز شده اند مانند مهاجران به خوزستان و کربلا و نجف رفتند و یا شاعرانی که به دیار هند رفتند و طلابی که به حوزه نجف رفته و از علمای نامی جهان تشیع محسوب می شوند و یا کسانی که به قصد تجارت مهاجرت کرده اند مانند محمد سدهی اولین مهاجر ایرانی به آمریکا. برخی نوشته ها حاکی از آن است که وقتی در اواخر دوران قاجار بازار ورنوسفادران از رونق افتاد هم عده ای به شهرهای دیگر رفتند. قحطی و گرانی نیز دلیل دیگری است که سبب مهاجرت عده ای از سده شده است.
3- پس از اکتشاف نفت در شهر مسجد سلیمان در سال ۱۲۸۷ برای تصفیه نفت عملیات طراحی و ساخت پالایشگاه در سال ۱۲۸۸ توسط شرکت نفت ایران و انگلیس آغاز شد و ۳ سال بعد، در سال ۱۲۹۱ پالایشگاه آبادان به عنوان نخستین پالایشگاه نفت خاورمیانه، توسط شرکت نفت ایران و انگلیس تأسیس شد. توسعه پالایشگاه آبادان از سال ۱۳۱۲ با لغو قرارداد موجود با شرکت نفت ایران و انگلیس و عقد قرارداد جدید نفتی شتاب بیشتری گرفت، نقطه عطف در قرارداد جدید این بود که پیشبینیهای لازم برای آموزش و آماده نمودن ایرانیان برای جانشینی خارجیها بشود، این پالایشگاه در ابتدا روزانه ۲۵۰۰ بشکه در روز، نفت تصفیه میکرد. ظرفیت آن تا سال ۱۳۳۰ به ۵۰۰۰ بشکه در روز رسید و بزرگترین پالایشگاه جهان لقب گرفت. توسعه های مکرر نیاز به نیروهای کار داشت و به همین دلیل افراد جویای کار را از نقاط مختلف کشور ازجمله سده به آن منطقه کشاند.
4- از وعاظ معروف وقت سده
5-پس از حمله صدام به میهن اسلامی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ مردم چهار استان هم مرز عراق درمعرض حمله قرار گرفته و مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده و به استانهای دیگر رفتند در خمینی شهر در ابتدا تعداد زیادی از این جنگ زده ها در دانشگاه صنعتی اسکان داده شده و حراست آنها به سپاه خمینی شهر سپرده شد. در چنین شرایطی بسیاری ازسدهی ها که روزگاری به خوزستان رفته بودند به زادگاه خود برگشتند.