حال و هوای دبستان های دخترانه در پیشینه خمینی شهر
نقل از کتاب راویان ماربین جلد سوم، نگارش محمدعلی شاهین
راوی: صدیقه طاهری1
ولادت: 1322
نام پدر: سید جواد
شغل: خانه دار
محل سکونت: خمینی شهر، ورنوسفادران، محله گاردر
تاریخ مصاحبه: نوروز 1392
مکان مصاحبه: منزل مسکوی راوی
محورگفتگو: اولین های آموزش و پرورش دختران در سده
ظاهرا شما در گروه اولین دختران محله گاردر بوده اید که در مدرسه این محله درس خوانده اید؟
بله
چند ساله بودید که سال اول را شروع کردید؟
شش ساله
همه دخترها در شش سالگی به دبستان می آمدند؟
خیر، سن همه یکسان نبود هم کلاسی ها سن های متفاوتی داشتند. چون درس خواندن را برای دخترها عیب می دانستند اولا تعداد کمی به مدرسه می آمدند و در ثانی خانواده ها برای فرستادن دخترانشان به مدرسه دچار تردید بودند و به موقع تصمیم گیری نمی کردند و مثلا دختر دهساله را برای سال اول ثبت نام می کردند.
دخترهایی که به مدرسه می آمدند دوره دبستان را کامل می کردند؟
معلوم نبود زیرا بعضی دخترها را دو سه سالی که درس می خواندند شوهرشان میدادند و ناچار مدرسه را ترک می کردند . کمتر پیش می آمد یکی تا کلاس ششم درس بخواند.
معلم های شما چه کسانی بودند و چه درس هایی می خواندید؟
یک معلم به نام خانم شریفی2 داشتیم که همه کاره مدرسه بود. دو تا کتاب به نام علم الاشیاء و تعلیمات دینی و قرآن داشتیم. علم الاشیاء شامل فارسی، جغرافی و تاریخ بود.
از حال و هوای مدرسه های آن زمان برایمان بگویید؟
صبح ها با لباس فرم به مدرسه که دنبال جوی گاردر در کوچه بسته بود می رفتیم، خودمان درب مدرسه را باز می کردیم. برنامه صبحگاهی مان سرود و قرآن بود، شنبه ها ناخن ها و موهایمان را می دیدند. آن زمان ها شپش فراوان بود و افراد مبتلا به بیمارستان خوزان3 معرفی می شدند.
زمانیکه درمدرسه بودید، بازی هم می کردید، اسامی آن بازیها را به یاد دارید ؟
بله بازی می کردیم و بازیهای ما پر تحرک بود. طناب بازی، قایم موشک و گاوِمنی از جمله بازیهای آن دوران بود.4
از خاطرات دوران مدرسه چه چیزی بیشتر در ذهنتان مانده است؟
یکی اینکه تنقلات ما نخودچی و کشمش و نان و پنیر بود. اگر یکی از همکلاسی ها روزی تغذیه نداشت، به او قرض میدادیم مثلا نان را با کف دست اندازه می گرفتیم و به او قرض می دادیم. خاطره دیگر اینکه سرمشق های آن زمان هنوز در ذهن من مانده آنقدر که چند تایی از آنها را در زندگی به کار برده ام.
منظورتان از سرمشق چیست، توصیح میدهید؟
معلم بیتی یا مصرعی و یا سخنی از بزرگی را به ما میداد و ما بارها آنرا مشق5 می کردیم، یعنی می نوشتیم.
گفتید سرمشق ها را به خاطر دارید، چندتای آنها را نقل می کنید؟
هر که سرمایه از ادب دارد.
بدکار عاقبت رسوا خواهد شد.
سخاوت درختی است اندر بهشت.
..................
1-مادر مرتضی شاهین پاسدار سپاه پاسدران که در دهه 1360 درهنگام ماموریت به شهادت رسید.
2-خانم شریفی: به مطلب معلم زن پیشکسوت خمینی شهری مراجعه شود
3-بیمارستان خوزان: اولین بیمارستان سده که از دهه 1310 احداث آن پایه ریزی شد. بیمارستان در خیابان بوعلی خمینی شهر واقع است و از دهه 1360 بیمارستان شهید اشرفی نام گرفت.
4-برای آشنایی با بازی های محلی به سایت دانشنام خمینی شهر بخش آداب و رسوم مراجعه نمایید.
5-مشق: تکلیف و تمرینی که معلم برای انجام آن درخانه به دانش آموز می داد مشق نامیده می شد.