نقل از کتاب راویان ماربین جلد دوم، نگارش محمدعلی شاهین

راوی: سیدحسین  ابطحی

ولادت: ( 1398-1308)

نام پدر: مرتضی

تاریخ مصاحبه: سال 1395

پرسشگر: لیلا پیمانی

مکان مصاحبه:خانه مجیر

محورهای گفتگو: دکتر حاج ‏آقا ابطحی

اشاره: دکتر حاج ‏آقا ابطحی حدود 80 سال به طبابت در مناطق مختلف شهر مشغول بود. وی همچنین مدیریت‏ های بهداشتی متعددی داشت و اعتماد مردم را جلب کرده بود. با سید حسن کوچک‏ ترین برادر دکتر حاج ‏آقا به گفتگو پرداختیم تا ناگفته ‏های زندگی این طبیب مرد‏می ‏و گوشه‏ هایی از تاریخ اجتماعی شهر را روشن سازیم. 

در ابتدا بد نیست اطلاعات شناسنامه ‏ای برادرتان را بفرمایید.

مرحوم اخوی اولین فرزند سیدمرتضی طبیب1 و خواهرزاده میرزارحیم2 طبیب، در تاریخ 15 تیرماه 1278 در کوچه حکیم ‏ها متولد شد. من نزدیک به 30 سال از ایشان کوچکتر بودم. خانه پدری‏مان 5 تا اتاق داشت یکی دست پدر و مادرم بود و من که با آنها زندگی ‏می‏ کردم و بقیه هر کدام دست یکی از برادرهایم بود که با خانواده ‏هایشان در این خانه به سر ‏می ‏بردند. 

دکتر حاج ‏آقا از نعمت فرزند محروم بود و تا آخر عمر در کنار همسرش خانم آغا ابطحی که دختر عمویش بود با صلح و صفا زندگی کرد. پدرم بارها از برادرم خواست تجدید فراش کند اما دکتر همیشه یک پاسخ به پدر ‏می‏داد: خدا یکی یار یکی دل یکی دلدار یکی.

دکتر حاج ‏آقا تا چه زمانی در خانه پدری زندگی ‏می‏ کرد؟

من 12-10 ساله بودم که برادرم دکتر حاج ‏آقا خانه ‏ای به مساحت 1400 متر و مجهز به همه امکانات روز در نزدیکی کوچه حکیم‏ ها ساخت و با همسرش به آنجا نقل مکان کردند. خلوت این خانه که شامل سه اتاق بود و توسط یک در به حیاط اصلی خانه‏ اش راه داشت، محله مراجعه بیماران بود. 

برادرتان کجا تحصیلات خود را انجام داده بود؟

کودکی و نوجوانی را در مکتبخانه و مدارس علمیه زادگاه طی کرد و برای ادامه تحصیل راهی مدرسه صدر3 اصفهان شد.  در آن مدرسه علاوه بر علوم دینی علم طبابت نیز توسط اساتید بزرگ تدریس ‏می‏شد. البته او نزد پدر که طبیب بود تجارب و آموخته‏ های زیادی به دست آورده بود. 

او از چه سالی به کار طبابت مشغول شد؟

وی از 15 سالگی در کوچه اطبا4 کارش را آغاز کرد و بیش از 20 سال به طبابت در همین محل ادامه داد.  از اواخر دهه 1320 در محله سرپل و در خانه شخصی تا اواسط دهه 1370 همچنان با وجود کهولت سن در خدمت مردم بود.

ساعات کار او چگونه بود؟

دکتر حاج ‏آقا با تعهد به کار و تبحر در طبابت در دل مردم جا باز کرده بود و مردم به او مراجعه ‏می‏ کردند لذا شبانه ‏روز پاسخگوی بیماران بود به گونه‏ ای که درب خانه ‏اش کلون نمی ‏شد و از صبح تا شب و شب تا صبح به اصطلاح خودمان درِ خانه اش پیش بود (بسته نمی ‏شد).

به غیر از کوچه اطبا در محله دیگری طبابت ‏می‏ کردند؟

بله خانه‏ ای در بازار ورنوسفادران اجاره کرده بود و علاوه بر طبابت در کوچه اطبا و بعد در خانه شخصی‏ اش، ساعاتی از روز را به مداوای بیماران ورنوسفادران نیز ‏می ‏پرداخت.

مجوز رسمی‏ طبابت هم داشت؟

بله در سال 1308 در امتحانی در تهران شرکت و پس از موفقیت وزارت معارف برای او مجوز طبابت صادر کرد.

اسناد و مدارک نشان ‏می‏دهد پس از تاسیس بلدیه در سال 1311 یکی از اقدامات آن‏ها مداوای بیماران بوده است دکتر حاج‏ آقا با بلدیه همکاری داشته است؟

بله او به عنوان پزشک بلدیه هم فعال بود.

مدتی بعد از تاسیس بلدیه پس از کش و قوس‏ هایی بیمارستان شهر با عنوان بیمارستان سده راه‏ اندازی شد. ارتباط دکتر حاج ‏آقا با بیمارستان چطور بود؟

پس از راه اندازی مریضخانه در محله خوزان که حالا پس از تغییر و تحولاتی بیمارستان شهید اشرفی فعلی ‏می ‏باشد، دکتر به عنوان اولین رئیس آن برگزیده شد و مدت 15 سال در این سمت باقی ماند. وی هم بیماران را مداوا می‏ کرد و هم مدیریت مرکز را به عهده داشت. در اوایل دهه 1340 جمعیت شیر و خورشید همایون‏شهر تاسیس شد و ریاست شیر و خورشید نیز به وی واگذار شد. وی همچنین مسئولیت پزشکی قانونی را نیز بر عهده داشت.

بنابراین وی باید در پیش‏برد کار زایشگاه شیر و خورشید موثر بوده باشد؟

بله درست است و وی سفری هم همراه با محمدحسین ساعی5 به تهران برای پیگیری افتتاح زایشگاه داشتند. 

از نظر ظاهری و پوشش ایشان چه وضعی داشتند؟

بسیار مرتب و تمیز بودند و به لباس و کفشش اهمیت ‏می‏داد،. کراوات ‏می‏زد و کلاه شاپوی آلمانی سر ‏می‏ گذاشت اما به جهت ملاحظات شرعی همیشه محاسنش را نگه ‏می ‏داشت. آن زمان‏ ها که ریاست بیمارستان را به عهده داشت از استان برایش پیغام آمده بود که چون نیروی بیمارستان هستی نباید محاسن داشته باشی و دکتر در جواب گفته بود من محاسنم را نمی‏زنم حتی اگر به قیمت از دست دادن این مسئولیت باشد. مدتی بعد به جهت این پایبندی، از تهران برایش تقدیرنامه آمد. 

با مردم و مراجعه کنندگان چگونه رفتار ‏می‏ کرد؟ 

دکتر با مردم بسیار صمیمانه و با زبان خودشان حرف ‏می ‏زد. مثلا به بیمار ‏می‏ گفت دوباره آبر‏می‏ خورده ‏ای؟ و بیمار از اینکه دکتر تشخیص داده چه خورده است شگفت زده ‏می ‏شد و بیش از پیش به او اعتماد ‏می‏ کرد و از آنجا که از خاندان سادات بودند همواره مردم به وی احترام می ‏گذاشتند و به شفای دست او اعتقاد داشتند.

بیماران وی فقط از خود سده بودند؟

خیر از روستاهای اطراف و آبادی‏ های ماربین نیز بیماران به وی مراجعه می ‏کردند. 

به غیر از ارتباطات مرد‏می ‏ایشان آیا با افراد سرشناس سدهی و غیره سدهی ارتباط داشتند؟

بله معتمدین محلی، پزشکان و روحانیون نیز با وی ارتباط تنگاتنگی داشتند و خانه ‏اش همواره پذیرای آنها بود. 

افرادی همچون حاج‏ آقا شمس‏ آبادی، حاج ‏آقا نورالله امامی، حاج شیخ محمدجواد جبل عاملی، دکتر میرحامدحسین سیادت، شخصی به نام مجتهدی که تابستان‏ها از اهواز ‏می ‏آمد و همچنین پزشکان مطرح آن زمان اصفهان از جمله، دکتر حکمی، دکتر جلوه، دکتر ریاحی، دکتر نفیسی و... مرتب به خانه‏ اش رفت و آمد ‏می‏ کردند. وقتی پزشکانی مثل دکتر سیادت و دکتر ریاحی میهمانش بودند، بیمارانی را که معالجه ‏شان از دست خودش خارج بود خبر ‏می‏ کرد تا این پزشک‏ ها معاینه و معالجه‏ شان کنند.

چرا وی محبوبیت زیادی نزد مردم داشت و به نیکی از او یاد ‏می‏ کنند؟

تعهد دکتر حاج ‏آقا به پذیرایی از بیماران در هر ساعت از شبانه روز، حاضر شدن بر بالین بیمارانی که قادر به مراجعه به مطب نبودند، خوشرویی و برخورد متواضعانه با بیمار، رعایت حال بیماران تنگدست و در یک کلام مرد‏می ‏بودن او دلیل این مقبولیت است. وی هیچوقت با بیمار بر سر کم و زیادی حق معاینه‏ اش چانه نمی‏ زد، از بی ‏بضاعت‏ ها پول نمی‏ گرفت و خیلی وقت‏ ها روی نسخه‏ شان ‏می ‏نوشت "قبول است بدهید" و این جمله رمزی بین او و داروخانه ‏دار بود به این معنی که داروی رایگان در اختیار بیمار قرار دهند و هزینه ‏اش را به حساب دکتر حاج‏ آقا بنویسند. 

علاوه بر همه اینها برگزاری مراسم روضه در دهه آخر ماه صفر او را بیش از پیش در نگاه مردم بزرگ کرده بود. دکتر حاج ‏آقا در این ده روز در آستانه در خانه ‏می ‏نشست و پیش پای هر کسی که به قصد شرکت در مراسم روضه وارد خانه‏ اش ‏می ‏شد تمام قد ‏می ‏ایستاد. به علاوه وی اهل نیایش و نماز شب بود. به ائمه اطهار (ع) علاقه و ارادت بسیار داشت و خیلی وقت‏ها پیش ‏می‏ آمد که هنگام مسافرت، ساعت‏ ها در جوار امامزاده ‏های بین راه توقف کرده و به دعا و مناجات مشغول ‏می‏ شد.

به مجلس روضه خوانی اشاره کردید شما، معمولا چه کسانی برای روضه خوانی دعوت ‏می‏ شدند؟

برادرم معمولا از حاج شیخ مهدی اشرفی، حاج‏ آقا حسین میردامادی، حاج‏ آقا جمال صهری6 و حاج ‏آقا رییسی از اصفهان برای سخنرانی و روضه خوانی دعوت ‏می ‏کرد. 

دکتر حاج ‏آقا ابطحی چند سال عمر کردند و کجا مدفون شدند؟

او در سن 96 سالگی در 14 بهمن 1374 به فاصله دقیقا 20 روز از فوت همسرش چشم از جهان فروبست و در آستانه امامزاده سید ابراهیم درب سید در کنار همسرش در خاک آرمید. 

...........................................

1-سیدمرتضی حکیم: (1340 -1250 ش) دارای تحصیلات حوزوی و طب سنتی، پدر دکتر حاج‏ آقا. در تیمچه حاج میرزای کوچه حکیم ‏ها و در بازار ورنوسفادران و دو روز در هفته در محله اندان به مداوای بیماران مشغول بود. سیدمرتضی در سن 90 سالگی فوت کرد و همچون دیگر اعضای خاندان ابطحی در امامزاده سید ابراهیم فروشان به خاک سپرده شد.

2- محدث عبدالرحیم (1329- 1259 ش)، مشهور به میرزارحیم فرزند میرزامحمد، مدفون در امامزاده سید ابراهیم فروشان. دارای تحصیلات حوزوی و طب سنتی از مدرسه صدر اصفهان و یکی از قدیمی ‏ترین پزشکان کوچه حکیم‏ ها و اولین حکیم سدهی دارای گواهینامه پزشکی از وزارت معارف صادره در سال 1293 ش. واعظ و منبری.

3-مدرسه صدر بازار یکی از مدارس علمیه اصفهان با سابقه و بنای تاریخی است که به ثبت آثار ملی ایران رسیده است، این مدرسه با اراده و همت محمدحسین خان صدر اصفهانی، صدر اعظم فتحعلی خان قاجار در قطعه زمینی در حدود ۹۰۰۰ متر در اواسط نیمه اول قرن سیزدهم ساخته شده ‌است. قبل از تاسیس دانشکده‏ های پزشکی در این مدرسه طب سنتی هم تدریس می ‏شد.

4-کوچه اطبا: به فصل سوم کتاب نام‏ ها و نشانه ‏های مراجعه شود. 

5-ساعی ورنوسفادرانی محمد حسین، متولد دهه 1250 و متوفی اواخر دهه 1340،مدفون در قم، خیر و کارآفرین، بانی ساخت زایشگاه شیر و خورشید ساعی همایون‏شهر و غسالخانه قبرستان گاردر.